بسم الله النور ، بسم الله النور النور ، بسم الله الذی خلق النور من النور
روی در هم میکشم از هرآنچه سیاهیست
چشم بر هم مینهم
وجوانه های امید را در درونم بارور خواهم ساخت
که روزی دوباره نور را در آغوش خواهم کشید
و در آن هنگام
چشمانم به حضورت منور خواهد شد
پی نوشت:اینم چند تا از عکسهای پارک بودای طلایی
۱.مجسمه بودای طلایی
۲.زائرینی که عرض ادب مبکنن و پس از اعلام آرزوهاشون شمعها رو روشن میکنن.
۳.روبانهایی که برای برآورده شدن درخواستها به درختان و سایر مکانهای ممکنه گره زده میشن و نام فرد روی اونها نوشته میشه(همون دخیل خودمونه که برای جلوگیری از اشتباه خدا اسماشون رو هم روش مینویسن)
تشابه اعتقادات و رسوم در مذاهب و ادیان مختلف واقعا حیرت آوره و همیشه فکر کردم خوب آدمها فطرت یکسان دارن و حتی اگه بخوان خرافه ایی ، رسمی ، چیزی رو به دین اضافه کنن باز هم مشابه خواهد شد.
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت ۱۳۸۷ ساعت 13:47 توسط بهزاد
|
میشناسمت،در ازل بود که هم پیاله شدیم،هنگام شکفتن یاسهای رازقی،اولین سلامم را به غمض عینی پاسخ گفتی ، هنوز حلاوت عسل شیرینی آن نگاه را تکرار میکندم.ابدیت انتظارمان را میکشد ، آنگاه که کوچ پرستوها آغاز میشود