پیچک تمنا
پیچک تمنایم بر بالابند بی مثال محبتت تکیه کرده است
بی نصیبش مدار
***********
دیگر چتری برنخواهم داشت ـ ناخواسته ـ
تا باران رحمتت خیس خیسم کند
در این خشکسال عشق و وانفسای عقل
**********
زورق شکسته ی دل را به چراغی امید نیست، در این طوفان دهشت فزا
جز وعده ات
که فرمودی :
یجعل لکم نورا" تمشون به *
* یا ایهاالذین أمنوا اتقوا الله و أمنوا برسوله یوءتکم کفلین من رحمته و یجعل لکم نورا" تمشون به و یغفرلکم و الله غفور رحیم
سوره حدید ـ آیه ۲۷
+ نوشته شده در شنبه بیست و هشتم اسفند ۱۳۸۹ ساعت 12:53 توسط بهزاد
|
میشناسمت،در ازل بود که هم پیاله شدیم،هنگام شکفتن یاسهای رازقی،اولین سلامم را به غمض عینی پاسخ گفتی ، هنوز حلاوت عسل شیرینی آن نگاه را تکرار میکندم.ابدیت انتظارمان را میکشد ، آنگاه که کوچ پرستوها آغاز میشود