خرقه سوزي
آتشی در خرقه زهد و ریا در میزنم
امشب و هر شب به خاک میکده سر میزنم
خسته از دنیا و مافیهای آن
با می مولا علی سوی خدا پر میزنم
"بهزاد"
+ نوشته شده در دوشنبه چهاردهم شهریور ۱۳۹۰ ساعت 11:52 توسط بهزاد
|
میشناسمت،در ازل بود که هم پیاله شدیم،هنگام شکفتن یاسهای رازقی،اولین سلامم را به غمض عینی پاسخ گفتی ، هنوز حلاوت عسل شیرینی آن نگاه را تکرار میکندم.ابدیت انتظارمان را میکشد ، آنگاه که کوچ پرستوها آغاز میشود