همخون

اشکهایم را پنهان نمیکنم

 درد هایت میسوزاندم ، برادر همخونم

و بیخونی رگهای فرزندت

میگیرد هر آنچه سرخی در صورت خورشید است

تاریک میشود روزم

میگریم و یارای سخن گفتنم نیست

مرا همدرد خود بدان

بازار یابی در سی ثانیه

امشب ساعت ۸:۳۰ شب پشت چراغ قرمز نواب- آزادي يه پسر جوون تونست به من يه سي دي بفروشه و براي اينكار فقط سي ثانيه وقت داشت و بخوبي تونست از پس اين كار بر بياد.

برام جالب بود كه توي اين زمان كم خيلي خوب تونست محصولات خودش رو ارائه كنه:

 ــ معين،شادمهر عقيلي،گلچين ، سنتي هم داريم، ۱۲۰ تا آهنگ داره ميخواهي تست كني؟

ــ نه ، ام پي تري ندارم.

ــ آوديو هم دارم ولي فقط ۱۲ تا آهنگ داره

و يه سي دي خريدم

فكر كردم كاتلر بايد بياد سر چهارراههاي ما درس ياد بگيره!!

كلي ازم تشكر كرد و خيلي با ادب دور شد.

اگه بازم ببينمش حتما بازم ازش خريد ميكنم