دل بیرنگ
دلم تنگه دلم تنگه دلم تنگ
تمام سینه ها همچون دل سنگ
زمستان سردو پاییزم پر از رنگ
از او خواهم دلی بیرنگ بیرنگ
+ نوشته شده در دوشنبه چهارم مهر ۱۳۹۰ ساعت 22:55 توسط بهزاد
|
میشناسمت،در ازل بود که هم پیاله شدیم،هنگام شکفتن یاسهای رازقی،اولین سلامم را به غمض عینی پاسخ گفتی ، هنوز حلاوت عسل شیرینی آن نگاه را تکرار میکندم.ابدیت انتظارمان را میکشد ، آنگاه که کوچ پرستوها آغاز میشود