هیچ
من و توئی نکن که من
کسی بجز تو نیستم
+ نوشته شده در جمعه ششم اسفند ۱۳۸۹ ساعت 15:15 توسط بهزاد
|
میشناسمت،در ازل بود که هم پیاله شدیم،هنگام شکفتن یاسهای رازقی،اولین سلامم را به غمض عینی پاسخ گفتی ، هنوز حلاوت عسل شیرینی آن نگاه را تکرار میکندم.ابدیت انتظارمان را میکشد ، آنگاه که کوچ پرستوها آغاز میشود