رستاخيز
"نه ،از آن نقاشي خوشم نميايد.او تن را رستاخيز ميدهد،دنيا دوباره آكنده از بدن ميشود.مرا با آنها كاري نيست."روزقيامت" ديگري خواهم كشيد،با دو لايه.لايه پايين : گورها،كه در حال باز شدن هستندو كرمهايي به بزرگي بدن انسان بيرون ميايند،نگران و سر بالا گرفته،گويي هوا را ميبويند.لايه بالا:مسيح،مسيح،تنهاي تنها،خم ميشود ، به كرمها ميدمد و هوا انباشته از پروانه ميشود.
معناي رستاخيز اينست. كرمها بايد پروانه شوند ،نه اينكه بسوي ما بازگردند و به كرمهاي جاودان بدل گردند."
"گزارش به خاك يونان-نيكوس كازانتزاكيس"
بايد پروانه شد و اينكار مستلزم حركت است،مستلزم رفتن
+ نوشته شده در شنبه هجدهم اردیبهشت ۱۳۸۹ ساعت 23:23 توسط بهزاد
|
میشناسمت،در ازل بود که هم پیاله شدیم،هنگام شکفتن یاسهای رازقی،اولین سلامم را به غمض عینی پاسخ گفتی ، هنوز حلاوت عسل شیرینی آن نگاه را تکرار میکندم.ابدیت انتظارمان را میکشد ، آنگاه که کوچ پرستوها آغاز میشود