تشکر
از همه شما هایی که منو از دعای خیرتون محروم نکردید ممنونم.
پ.ن : امیر جان یه بخشهاییش حل شده ولی بخش اصلیش با نبودنم حل میشه.زیاد نگران نباش همه ما یه روزی میاییم و یه روزی هم میریم.من دوست دارم رفتنم زودتر رخ بده.تجربه ش رو خیلی دوست دارم و . . .
+ نوشته شده در جمعه یکم خرداد ۱۳۸۸ ساعت 13:47 توسط بهزاد
|
میشناسمت،در ازل بود که هم پیاله شدیم،هنگام شکفتن یاسهای رازقی،اولین سلامم را به غمض عینی پاسخ گفتی ، هنوز حلاوت عسل شیرینی آن نگاه را تکرار میکندم.ابدیت انتظارمان را میکشد ، آنگاه که کوچ پرستوها آغاز میشود