درختکاری
همیشه از درخت و درختکاری لذت میبردم.سال گذشته توی درکه پایین پلتگ چال چند شاخه بید رو کاشتیم ،من و اقاي دكتر و شبنم و ليلا و زهره خسروي.
خيلي ازشون مواظبت كرديم ولي كم آبي فقط به يكي از اونها مجال زندگي داد.
امسال چند تا درخت ديگه كاشتم توي باغچه جلوي كارخونه،دو تا توت پيوندي،يه بيد مجنون(بيد بي جنون پيدا نكردم)،يه آلبالو،يه گيلاس،يه درخت به و چند تا بته رز مادر.
اميدوارم سالهاي زيادي بعد از من زنده باشن.
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم اسفند ۱۳۸۷ ساعت 22:49 توسط بهزاد
|
میشناسمت،در ازل بود که هم پیاله شدیم،هنگام شکفتن یاسهای رازقی،اولین سلامم را به غمض عینی پاسخ گفتی ، هنوز حلاوت عسل شیرینی آن نگاه را تکرار میکندم.ابدیت انتظارمان را میکشد ، آنگاه که کوچ پرستوها آغاز میشود