محاق
میروم از اینجا
تا اطلاع ثانوی
شاید هم برای همیشه
+ نوشته شده در پنجشنبه پنجم دی ۱۳۸۷ ساعت 0:22 توسط بهزاد
|
میشناسمت،در ازل بود که هم پیاله شدیم،هنگام شکفتن یاسهای رازقی،اولین سلامم را به غمض عینی پاسخ گفتی ، هنوز حلاوت عسل شیرینی آن نگاه را تکرار میکندم.ابدیت انتظارمان را میکشد ، آنگاه که کوچ پرستوها آغاز میشود